حلاصه کتاب آزادی معنوی شهید مطهری(ره)
انسانهای آزاد انسانهایی هستند که با موانعی که در جلوی رشد و تکاملشان هست مبارزه میکنند و تن به وجود مانع نمیدهند.

مفهوم رشد:حرکت از بالقوه به بالفعل.

لوازم رشد: ۱)وجود مقتضی(بایدباشد ها) ۲)فقدان مانع(نبایدباشد ها)

باید باشدهای رشد را شهید مطهری عامل تربیت مینامند.

استاد مطهری،فقدان مانع برای اصل حیات را امنیت و فقدان مانع برای رشد را آزادی مینامند.

مبنای آزادی: ۱)وجود اختیار و اراده ۲)دوبعدی بودن انسان(روح و جسم)

انواع آزادی: ۱)آزادی معنوی ۲)آزادی اجتماعی

آزادی معنوی: رهایی از قید خود دانی و هوی و هوس

آزادی اجتماعی: عدم ایجاد مانع برای رشد دیگران (آل عمران-۲۴)

معنی کلمه ” استعمار”:یعنی چیدن میوه دیگری (هرکسی وجودش مثل یک درخت پرمیوه است. میوه درخت وجود هرکسی یعنی محصول کار و فکرش، محصول فعالیتش)

تفاوت میان مکتب انبیا و مکاتب بشری:پیغمبران امده اند تا علاوه بر آزادی اجتماعی ،به بشر آزادی معنوی بدهند.

آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی میسر و عملی نیست. تا کسی آزادی معنوی نداشته باشد ،برای دیگران آزادی اجتماعی ایجاد نمیکند.

شهید مطهری ازادی را ناظر بر هدف تعیین میکند . مثال: اگر هدف رشد انسانی است ،حجاب مانع نیست . اگر هدف لذت حیوانی است،حجاب مانع است.

آزادی معنوی در زبان دین “تزکیه نفس ” و “تقوا” گفته میشود.

پاسخ به دو شبهه:

سؤال: حضرت علی(ع) مردم را از استقبال در سفرها منع میکردند. ایا رفتار بزرگان جامعه ما با رفتار امام علی (ع) سازگاری دارد؟

پاسخ: منع از استقبال توسط ان حضرت در سفر به شهر انبار بود . مردم این دیار از روی اجبار دنبال پادشاهان می دویدند که حضرت علی (ع) از این نوع استقبال ممانعت کردند. دو نوع تفاوت در استقبال های دوران حکومت حضرت علی (ع) و زمان ما قابل بررسی است:

۱)تفاوت در انگیزه: ترس و طمع مردم ان روزگار.

۲)تفاوت در بازتاب : تحقیر مردم و غرور حاکم.

آیا استقبال های مردم جامعه ما از حاکمانشان از روی ترس و طمع است؟

و آیا موجب تحقیر مردم و غرور حاکم است؟

سؤال: در جوامع غربی علیرغم نبودن آزادی معنوی ،آزادی اجتماعی برقرار است و مقررات اجتماعی به نحو احسن رعایت میشود پس چگونه ادعا دارید آزادی معنوی لازمه ازادی اجتماعی است؟

پاسخ: اولا دلیل اینگونه رفتارها در غرب وجود اهرم های قانونی است . دوماً: مردم به دلیل منفعت های متقابل حقوق یکدیگر را رعایت میکنند. سوما: در تعریف آزادی اجتماعی ،گفتیم یعنی عدم ایجاد مانع برای رشد دیگران ، این دیگران یعنی کل عالمیان نه فقط مردم شهر و کشور پس میتوان گفت که رعایت قانون و احترام به هم به معنی آزادی اجتماعی در کشور های غربی نیست. در یک جمله ،لوازمی در غرب افراد را به رعایت حقوق یکدیگر ملزم میکند.

 

مبحث دوم: عبادت و دعا

 

“ان الصلواة تنهی عن الفحشا، و المنکر” : در این ایه خاصیت نماز ذکر شده است ، البته نماز حقیقی و نمازی که با شرایط و آداب صحیح صورت گرفته باشد.

محال است که انسان نماز درست و مقبول بخواند و دروغگو باشد یا دلش بطرف غیبت کردن برود .

در کتاب مصباح الشریعه ، اسرار وضو و اسرار نماز بیان شده است.(شخصی بنام فضیل بن عیاض که از عرفای با تقوا و زاهد بوده از محضر امام صادق(ع) سوالاتی پرسیده و پاسخهای امام را در این کتاب جمع آوری کرده.)

در همین کتاب مصباح الشریعه از امام صادق (ع) روایت شده است که امام به فضیل فرمودند:

“یا فضیل ،العبودیة جوهرة کنهما الربوبیة” :یعنی عبودیت گوهری است که ظاهرش عبودیت است و کنه و نهایت و باطنش ربوبیت است.

سوال: ایا عبودیت اولش بندگی است و اخرش خدایی ؟ آیا یک بنده از بندگی به خدایی میرسد؟

پاسخ: معنی ربوبیت در عرب یعنی تسلط ، خداوندگاری ،نه خدایی. فرق است بین خداوندگاری و خدایی. خداوندگاری یعنی صاحب بودن ، صاحب اختیار بودن . یعنی ما با عبادت به جایی برسیم که وقتی خداوند می خواهد کاری انجام دهد از طریق ما انجام دهد.

الحمد لله رب العالمین: سپاس خدائی را که خداوندگار و صاحب است.

خاصیت عبودیت و بندگی خدا این است که هرچه انسان راه بندگی خدا را بیشتر طی کند ،بر تصاحب و قدرت و خداوندگاری اش افزوده می شود.

مراحل ربوبیت:

۱)تسلط بر نفس:

اولین اثر عبادت و اولین درجه و مرحله ی ربوبیت است. مسلمان باید مالک نفس خودش باشد و اختیار رفتار خودش را داشته باشد. مالک پای خودش ،شکم خودش ،عصبانیت خودش ، زبان و اراده خودش و … .

انسان که به خدا نزدیک باشد ، برخود تسلط پیدا میکند . عبادت بدون اینکه انسان را به خدا نزدیک کند عبادت نیست.

۲)تسلط بر خیال و خاطرات نفس:

نداشتن تمرکز به علت این است که ما بر قوه و خیال خودمان تسلط نداریم. قوه خیال ما همانند گنجشکی از این شاخه به ان شاخه میپرد.

“لا صلاة الا بحضور القلب” : نماز بدون حضور فلب مقبول نیست یعنی صحیح است ولی تورا به جایی نمیرساند.

حضور قلب یعنی چه؟ یعنی دل حاضر باشد و غایب نباشد .

۳)بی نیاز شدن روح از بدن

انسان در نتیجه تقرب به خدا میرسد به این مرحله که در عین اینکه بدنش نیازمند به روح است،روحش از بدنش بی نیاز می شود. ( قدرت تخلیه روح از جسم ،موت ارادی که البته انسان زنده است نه مرده)

۴)قدرت تصرف در بدن:

مَرکب عبودیت میتواند انسان را به جایی برساند که مثلا ۱ ساعت جلوی حرکت قلبش را بگیرد ولی نمیرد، با همین بدن طی الارض کند و… .

۵)قدرت بر تصرف در دنیای بیرون (تصرف در تکوین)

تبدیل چوب به اِژدها ،تبدیل قرص ماه به دو نیم ، احضار تخت بلقیس از یمن به فلسطین در یک چشم به هم زدن و… .

نکته: کسی که هدفش از عبودیت ، رسیدن به ربوبیت و درک این مراحل باشد ، کارش به جایی نمی رسد. در کنار بندگی ، صاحب اختیاری میدهند نه اینکه هدف باشد .

تقوا یعنی چه؟ یعنی خود نگهداری ،تسلط بر نفس .

ان التقوی الله حَمَت اولیاء اللهِ مَحارِمهُ و اَلزَمَت قُلوبَهُم مَخافَتَهُ( خطبه ۱۱۳ نهج البلاغه)

تقوای الهی یک خاصیتش این است که انسان را از محرمات الهی نگهداری می کند و خاصیت دیگرش این است که خوف خدا را در دل انسان جایگزین می سازد .

« یا ایُّها الَّذینَ آمنوا کُتِبَ عَلیکُم الصِّیام … لَعلَّکُم تَتّقون »

اثر روزه: تقوا (تسلط بر نفس)

علامت قبولی روزه: تسلط بر نفس

کاهش قدرت کار کردن ،افت تحصیلی و … در حالت روزه: علامت قبول نشدن روزه است.

تقوا (تسلط بر نفس) حداقل عبادت است.

معنی قربة الی الله

انواع قرب:

۱)مکانی یا مادی(واقعی) ۲) وجودی یا حقیقی( واقعی) ۳)مجازی(مورد لطف و عنایت بودن)

نزدیکی ما به خدا از نوع حقیقی یا وجودی است . یعنی خدا که کمال مطلق است ما مراتب کمالات بیشتری را پیدا می کنیم. خدا علم علی الاطلاق است ،برعلم و ایمان و بصیرت ما افزوده شود. خدا قدرت علی الاطلاق است، بر قدرت ما افزوده شود.

تکالیف در اسلام

تکالیف به عنوان یک عامل رشد دهنده و حرکت دهنده انسان به سوی کمال خودش همیشه در معرض یک انحرافی قرار دارد:

امام علی (ع): “لا یری الجاهل و الا مُفْرِطاً اَو مُفَرِّطاً”

انحراف محتمل در عبادت و دعا و تکالیف:

۱)افراط: تاکید صرف بر اجتماعیات

۲)تفریط: تاکید صرف بر عبادات (اسلام ناب امریکائی)

تقدم خودسازی بر دیگر سازی، تقدم رتبه ای است نه زمانی.

تکالیف در اسلام :

۱)فردی: در عین حال اجتماعی اند.

۲)اجتماعی: در عین حال فردی اند.

مثال:

نماز مهمترین تکلیف فردی است : اصل بر جماعت است.

شرکت در راهپیمائی تکلیف اجتماعی است : اگر همراه با اخلاص (تکلیف فردی )نباشد ارزشی ندارد.

عبادات دو شاْن دارند:

۱)از یک جهت هدفند:

الف)دلیل نقلی:” و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون”

ب)دلیل عقلی: روح عبادت تقرب به خداست، تقرب به خدا هدف همه انسانهای هدفمند است.

۲) از یک جهت مقدمه اند:

سوال: چرا عبادات مقدمه و وسیله اند؟

پاسخ : عصمت یعنی احساس حضور (احساس حضور معصوم دائمی است ولی احساس حضور غیر معصوم دائمی نیست)

عبادات ، مارا برای احساس حضور کردن آماده می کند. عبادات ، انسان را مداوم به یاد خدا می اندازد. این تداوم و احساس حضور منجر به پیدا شدن ادب حضور می شود.

سوال: عبادات چگونه مقدمه می شوند؟

پاسخ: با تربیت انسان در بعد فردی (اخلاق) و اجتماعی(عدالت)

 

معنای استجابت دعا:

۱)بر اورده شدن عین موضوع

۲) براورده شدن چیزی دیگر

۳)دفع بلا

۴)تقلیل بلا

۵)ذخیره سازی

شبهات پاک بودن دل، الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق، جمع بین دو نماز حضرت علی (ع) و مقایسه اعمال خارق العاده با مراحل ربوبیت انشاالله در حلقه بحث خواهد شد.

 

مبحث سوم: توبه

ü اولین قدم برای ورود به مسیر عبودیت توبه است.

ü ماهیت توبه: انقلابی درونی در راستای تعالی، رشد و حرکت

ü گفتن” استغفرالله ربی و اتوب الیه ” بیان حالت توبه است نه خود توبه. اینکه ما روزی چندین بار میگوییم ” استغفرالله ربی و اتوب الیه ” نباید خیال کنیم که روزی چند بار توبه میکنیم.

ü در مسیر حرکت بسوی کمال ممکن است دچار انحراف، سکون یا پسرفت شویم.

ü توبه: بازگشت بازگشت باید از هر سه مورد یعنی از انحراف، سکون و پسرفت باشد.

ü مبنای توبه:

۱)اختیار و اراده ۲) حرکت ۳) دو بعدی بودن انسان( انسانیت و حیوانیت)

ü توبه انقلاب مقامات عالیه انسانی علیه مقامات دانی است؛ انقلابی درونی از ناحیه انسان علیه خودش.

ü گاهی مقامات دانی علیه مقامات عالی قیام و انقلاب می کنند: طغیان

ü اگر عناصر مقدس وجود انسان بکلی از کار بیفتد ، دیگر انسان توفیق توبه پیدا نمی کند.

ü انواع توبه:

۱)از معصیت به طاعت( توبه عوام)

۲)از ترک اولی به اولی (توبه خواص)

۳) از جهت عدم توان در ادای حق بندگی( توبه انسانهای اخص)

ü خواص دچار انحراف، سکون یا پسرفت نمی شوند بلکه سرعت سیرشان کم میشود.

ü ترک اولی یعنی کم شدن سرعت سیر.

ü ناامیدی از هدایت مردم ترک اولی است. توضیح: تفسیر نمونه انبیا ۸۷:

َذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ

و ذاالنون [= يونس‌] را (به ياد آور) در آن هنگام که خشمگين (از ميان قوم خود) رفت؛ و چنين مي‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهيم گرفت؛ (اما موقعي که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها(ي متراکم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودي نيست! منزهي تو! من از ستمکاران بودم!»

ü توبه عکس العمل است (مانند عکس العمل برگشت توپ هنگام برخورد به زمین یا دیوار) و وقوع این عکس العمل بستگی دارد به:

شدت ضربه( شدت معصیت): هر اندازه معصیت بزرگتر باشد، عکس العمل بیشتری در روح وارد می کند.

سطح برخورد: روح پاک و ایمان مستحکم و قوی زودتر به معصیت عکس العمل نشان می دهد.

زمان: گناه رسوخ نکرده باشد و توان مبارزه موجود باشد.

ü شرایط تحقق توبه:

ارکان توبه: ۱) پشیمانی ۲) عزم بر عدم بازگشت به گناه

شرط قبول: ۱) حق الله ۲) حق الناس

شرط کمال: ۱) آب شدن گوشت حرام خوری ۲) کشیدن سختی عبادت

ü زمان توبه: تا قبل از مرگ( تا قبل از لحظه معاینه)

ü گفتیم که توبه انقلابی درونی است. در لحظه معاینه که انسان خودش را در چنگال مرگ گرفتار می بیند توبه پذیرفته نیست. علت این است که در آن لحظه وجدان منقلب نشده و قیام و انقلابی درونی صورت نگرفته بلکه از روی اضطرار ، اظهار تسلیم میکند و در واقع توبه ای محقق نشده ، نه اینکه توبه هست و مقبول نیست.

ü چرا توبه انسان در دنیای دیگر مقبول نیست؟

انسان میوه درخت دنیاست. همانگونه که میوه تا زمانیکه روی درخت است میتواند از امکانات آن بهره مند شود و در صورت جدا شدن از درخت فرسوده خواهد شد، انسان نیز تا زمانیکه در این دنیاست میتواند از امکانات آن استفاده نماید که یکی از امکانات آن نیز توبه است.

ü امروز روز عمل است و روز حساب نیست و فردا روز حساب است و روز عمل نیست. امام علی(ع)

ü یکی از مختصات و ممیزات انبیاء نسبت به سایر رهبران بشری این است که رهبران بشری میتوانند انقلابی در اجتماع بوجود آورند در حالیکه انبیا و اولیا علاوه بر این نوع انقلاب، میتوانند انقلابی در درون انسانها ایجاد کنند و بشر را علیه خودش برانگیزانند( توبه).

 

 

مبحث چهارم: هجرت و جهاد

« و مَن یَخرُج مِن بیته مُهاجراً الی الله و رسوله ثم یُدرکه الموت فقد وقعَ اجرُهُ علی الله. » (نسا، /۱۰۰)

ü در بحث عبادت و دعا گفتیم که تکالیف در اسلام یا فردی اند یا اجتماعی . انحرافات هم یا فردی اند یا اجتماعی.

ü در بحث آزادی معنوی گفتیم که آزادی یعنی عدم مانع در راه رشد.

دین اسلام مبتنی بر دو پایه هجرت و جهاد است چون :

۱)اسلام رشد انسان را اصل می داند .

۲)اسلام دین واقع گراست و میداند با مانع روبرو خواهیم شد.

نتیجه: اسلام تسلیم ارادی در برابر مانع را نمی پزیرد. (عدم رشد و سکون) : پس باید مانع را برداشت (جهاد) یا مانع را دور زد(هجرت).

 

اسلام چون واقع گراست می داند :

۱) اگر مانع الان بالفعل نیست بالقوه هست.

۲) اگر مانع را دور زدیم دوباره سبز خواهد شد .

ایندو مورد ضرورت امادگی همه جانبه برای برخورد با مانع را اثبات می کند .

در اسلام ، اصالت با جهاداست : اگر شرایطش فراهم نبود : هجرت

معنای هجرت و جهاد

۱)لغوی:

هجرت: دل کندن،جدا شدن

جهاد : مبارزه ،درگیری

 

۲)اصطلاحی (دینی):

هجرت : جدا شدن از خانه و زندگی و رفتن به مکانی دیگر برای نجات ایمان

جهاد : مبارزه و درگیری با موانع رشد برای نجات ایمان

 

حدی از جهاد درونی (جهاد اکبر ، مبارزه با نفس)، برای جهاد بیرونی (جهاد اصغر) لازم است

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× چگونه می‌توانم به شما کمک کنم؟