قانون نالیدن ممنوع

قانون نالیدن ممنوع

«قانون نالیدن ممنوع» نوشته جان گوردون(-۱۹۷۱)، نویسنده و سخنران آمریکایی است و می‌کوشد در قالبی داستانی، تاثیر مثبت‌اندیشی و دوری از منفی‌نگری و نالیدن از سختی‌ها و مشکلات را در رسیدن به موفقیت توضیح دهد. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: روز سه‌شنبه بود و خانم امید، درست همچون روزهای گذشته، در طی یک‌سال اخیر، می‌کوشید خودش را به‌زور به دفترکارش برساند. درحالی از مقابل نگهبان ساختمان گذشت که سرش پایین بود. تلوتلوخوران به‌سوی آسانسور رفت. پس از بسته‌شدن درِ آسانسور، چند بار با کف دستانش به صورتش سیلی زد. فنجان قهوه‌ی آن روز صبحش، به دلایلی، همچون گذشته تأثیرگذار نبود. او دیر به محل‌کارش رسید و خوشبختانه دیررسیدنش به این معنی بود که همه‌ی کارکنان در آن لحظه در محل‌کارشان حضور داشتند و آسانسور خالی بود. او به مسیرهایی متفاوت اندیشید که می‌توانست آن‌ها را برگزیند تا از آسانسور به دفترکارش برسد. او با خودش اندیشید: ”اگر هر اتفاقی هم بیفتد، من به مسیرم ادامه خواهم داد. “ او هنوز آماده نبود با کسی حرف بزند و بی‌تردید نمی‌خواست کسی او را در این حال ببیند. او در آن لحظه نمی‌توانست، به‌طور طبیعی و بی‌آن‌که گریه کند، به گفت‌وگویش با دیگران ادامه دهد. به‌علاوه، او نایب‌رییس نیروی انسانی در شرکت فناوری ای‌ـ ‌زی بود؛ بنابراین، چندی نمی‌گذشت که کارکنان به‌گونه‌ای گروه‌گروه به دفترکارش می‌آمدند تا درباره‌ی مشکلات و امور شغلی‌شان با او حرف بزنند، به او گله و شکایت کنند یا از او انرژی بگیرند. او به‌معنای‌واقعی دوست داشت به دیگران کمک کند؛ اما گوش‌کردن به مشکلات دیگران به‌تازگی برایش به‌شدت دشوار شده بود. همان‌گونه که همه‌ی آشنایان و همکاران خانم امید می‌گفتند؛ او به‌تازگی فقط به مشکلات شخصی خودش می‌اندیشید. او، هنگام حرف‌زدن دیگران درباره‌ی مشکلاتشان، به لب‌های آنان می‌نگریست؛ اما با خودش فکر می‌کرد: ”اگر آنان فقط می‌دانستند من هم‌اکنون با چه مشکلاتی روبه‌رو هستم. اگر آنان فقط از زندگی من خبر داشتند. اگر آنان فقط می‌دانستند……….“

 

برای خریدآنلاین اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× چگونه می‌توانم به شما کمک کنم؟