خلاصه کتاب قانون عشق و قانون خشونت

خلاصه کتاب قانون عشق و قانون خشونت

 وضعیت عجیب ملت های مسیحی امروز نشان می دهد که آن ها زندگی شان را بر تعلیمی بنا کرده اند که در معنای واقعی اش زندگی آن ها را از درون ویران می کند. اما آنچه تاکنون پنهان نگه داشته شده کم کم دارد روشن می شود. ملت های مسیحی خانه ی خودشان را نه روی شن بلکه روی یخ بنا کرده اند و این یخ شروع به ذوب شدن کرده است و خانه روزی فرو خواهد پاشید. اکثر کسانی که فریب آموزه های کلیسا را خورده اند، فقط درکی مبهم از معنی حقیقی تعالیم مسیح دارند و به جای اینکه بت های پیشین خود را بپرستند، مسیح-خدا، مادرش و قدیسان را می پرستند و در برابر یادگارها و تمثال ها تعظیم می کنند و به معجزات، شعایر، رستگاری و خطاناپذیری سلسله مراتب کلیسا اعتقاد دارند. با این وضعیت ساختارهای مشرکانه و بی دین جهان هم می توانستند حفظ شوند و مردم را راضی کنند. آن ها به شرحی که کلیسا درباره ی معنی زندگی به آن ها عرضه کرده بود ، معتقد بودند و به راهنمای رفتاری و شیوه ی عمل مبتنی بر آن نیز اعتقاد داشتند. و این اعتقاد، مردم را به هم نزدیک کرد. اوضاع بر همین منوال بود تا اینکه مردم متوجه شدند در پشت آنچه کلیسا به اسم حقیقت به آن ها ارائه داده بود چه چیز پنهان شده است. بدبیاری دیانت کلیسایی، وجود کتب مقدس بود که در هر حال کلیسا آن را مقدس می شمرد. کلیسا به رغم تلاش هایش برای پنهان نگه داشتن ذات تعالیم کتاب مقدس و با وجود ممانعت از ترجمه ی آن ها به زبان های بیشتر و تفسیر نادرست آن ها، نتوانسته نور تعالیم اصیل را خاموش کند. این نور فریبکاری کلیسا را درمی نوردد و روح افراد را روشنایی می بخشد. مردم اکنون حقیقت عظیم این تعالیم را با وضوح روزافزونی درک می کنند. با گسترش سواد و نشریات چاپی مردم کم کم کتب مقدس را از نو کشف کردند و به درکی از مضامین آن ها رسیدند. آن ها با وجود همه ی تدبیرها و ترفندهای کلیسا، متوجه تعارض ساختارهای سیاسی مورد حمایت کلیسا با تعالیم انجیل شدند. کتاب مقدس مرجعیت کلیسا و دولت، هر دو را صراحتا رد می کرد و این تعارض بیشتر و بیشتر وضوح پیدا کرد تا جایی که مردم از اعتقاد به دین کلیسایی دست کشیدند و فقط از سر عادت، حس مالکیت و تا اندازه ای هم ترس از مراجع قدرت، همچنان به شکل های بیرونی دین کلیسایی پایبند ماندند: کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان به یک اندازه، از معنای درونی تهید شده بودند. این اتفاقی است که برای اکثریت قریب به اتفاق مردم کارگر رخ داده است. همین اتفاق برای افراد تحصیل کرده ی غیر کارگر در دنیای مسیحی هم افتاده است. این افراد حتی با وضوح بیشتر، ورشکستگی و تعارض های درونی تعالیم مسیح را دریافته اند و به طور کاملا طبیعی آن را رد می کنند. اما در همین حال، قادر نیستند تعالیم حقیقی مسیح را تشخیص بدهند. چون برخلاف کل نظام موجود است و مهم تر اینکه با جایگاه ممتاز و انحصاری آن ها در نظام موجود در تقابل است. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× چگونه می‌توانم به شما کمک کنم؟