کتاب گزینه  های سخت

کتاب گزینه  های سخت

جملاتی از کتاب گزینه های سخت

از قبل تصمیم گرفته بودم که به‎درخواست کمک او پاسخ مثبت بدهم، اما احتیاج داشتم که خاطرات روزهای بدی را که در گذشته داشتیم فراموش کنم. هیچ‎کدام از ما کنترل کامل به آن‌چه در رقابت‌های انتخاباتی‌مان گفته یا انجام داده‌بودیم، نداشتیم. بسیاری از آن‌ها تحت فشار طرفداران و مطبوعات رخ داده بود که شامل خیل عظیم وبلاگ‎نویس‌ها هم می‌شد. توجیه این رفتار‌ها از سوی هر دو طرف، که شامل خود من هم می‌شد، توجیه‎ناپذیر بود. اما حمله‌های نامعقول، به‎ویژه به بیل، خیلی دردناک بود. باراک این موضوع را روشن کرد که نه او و نه هیچ‌کدام از اعضای تیمش این اتهامات را قبول نداشتند. مسئله‎ی تبعیض جنسیتی در طول رقابت‌های انتخاباتی خودش را نشان داد و من می‌دانستم که این لشکرکشی به‎دلیل فرهنگ و گرایشات روان‌شناختی نسبت به نقش زن در جامعه است. اما دانستن این موضوع، نه کار من و نه تیم حامیان‌ام را راحت‌تر نکرد. در پاسخ، اوباما درباره‎ی جنگ‎وجدلی که مادربزرگش برای کار داشت و غروری که در خود نسبت به میشل، مالیا و ساشا احساس می‌کرد و این‌که آن‌ها چگونه مستحق داشتن حقوق کامل و برابر در جامعه هستند به شکل تأثیرگذاری صحبت کرد.

صراحت و صداقتی که در صحبت‌های‌مان وجود داشت مرا مطمئن و قانع کرد که به او کمک کنم. از آن‌جایی‌که من هم از او حمایت‌های لازم را در زمینه‌های دیگر می‌خواستم، می‌دانستم که موفقیت او در حال حاضر، بهترین راه برای بسط و گسترش ارزش‌ها و سیاست‌هایی بود که در طول این دو سال گذشته و تمام عمرم به‎خاطرشان جنگیده بودم.

وقتی پرسید برای قانع‎کردن حامیانم چه کاری باید انجام دهد، به او گفتم که باید به آن‌ها فرصت دهد، اما تلاش واقعی برای این‌که آن‌ها احساس کنند پذیرفته شده‌اند، خیل کثیری را به سمت او سوق خواهد داد. پس از تمام آن ماجرا‌ها حالا برای یک هدف می‌جنگیدیم. اگر می‌توانستم به جای تلاش برای ضربه‎زدن به او، تمام تلاشم را برای رئیس‌جمهور شدنش به کار ببندم، طرفدارانم هم می‌توانستند. در‎‌‌‌نهایت هم این‎کار را کردند.

برای خریدآنلاین کتاب اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× چگونه می‌توانم به شما کمک کنم؟