رمان جان بها

رمان جان بها

در این‌کتاب با هم می‌خوانیم:

پاکت سیگارم را که موقع بیرون‌آمدن از محل کار از دکه جلوی ساختمان گرفته بودم، از جیبم درمی‌آورم. یک نخ سفیدِ باریک از بین سیگارها بیرون می‌کشم. کاغذش را با نوک زبانم خیس می‌کنم و بین لب‌هایم می‌گذارم و آتش می‌کنم. بعد از چند پک عمیق، دودش را با دست به صورتم هدایت می‌کنم تا سوزش چشمم از گاز اشک‌آوری که بین جمعیت پرتاب شده بود، کم بشود. سیگار هنوز تمام نشده که از بالای سرم صدایی می‌شنوم: «خدا لعنتشون کنه! چه بلایی سر این مردم بیچاره آوردن!»

نگاهم را به سمت آسمان بلند می‌کنم. صدا متعلق به زنی است که چین‌وچروک‌های صورتش می‌گوید چندسالی می‌شود که به دوره پیری رسیده. جملات را پشت سر هم و با غیظ ادا می‌کند! از دیدن اتفاقات خیابان، هیجان‌زده شده و بدون آنکه روسری سر کند و موهای سفیدش را بپوشاند، از پنجره آمده بیرون و حرف‌هایش را طوری که انگار می‌خواهد صدایش به تمام نیروهای امنیتی برسد، فریاد می‌زند!

چاپ دوم این‌کتاب با ۱۵۲ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۸ هزار تومان عرضه شده است.

شما عزیزان میتوانید برای تهیه این کتاب به سایت fa.bookiversity.ir مراجعه فرمایید.یا از طریق شماره های زیر  ۸۸۸۳۲۷۷۷ ،۰۹۳۷۸۶۲۰۴۰۶ به خرید این کتاب اقدام فرمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× چگونه می‌توانم به شما کمک کنم؟